قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2437

تاريخ الفي ( فارسى )

قصيده‌اى گفته و بر يك بيت او هزار دينار صله يافته و مضمون آن بيت اين است كه : هشت چيز از ازمان ، كه در ذات با بركات تو اجتماع يافته‌اند [ از نظر انسان دقيق موشكاف ] ، افتراق‌پذير نيستند ؛ و آن هشت چيز ضمير تو است با تقوى ، جود توست با غنى ، لفظ توست با معنى ، و عزم توست با نصر « 1 » . و هم در اين سال ، از جمله اعيان ابو محمّد نهاوندى ، كه عميد بغداد بود و به « رئيس العراقين » شهرت داشت ، وفات يافت . وفات ابو جعفر بن ابو موسى الهاشمى الحنبلى نيز در اين سال بود . و در ماه رجب اين سال ، از مشاهير علما طاهر بن احمد بن باشار النّحوى المصرى از سطح جامع عمرو بن عاص افتاد و درساعت وفات يافت . وى را تعليقه‌اى است در نحو مشتمل بر پنج مجلّد كه اهالى آن از آن زمان الى يومنا از آن منتفع‌اند . و آن تعليقه در ميان اهل مصر به « تعليقة الغرفه » شهرت دارد . و منشأ اين شهرت آن است كه اوّلا در ديار مصريّه مقرّر بود كه هرجا سجلّاتى نوشته مىشد تا به نظر طاهر نمىرسيد و وى علامات صحيحهء خود بر آنجا ثبت نمىنمود و اعتبارى نداشت ؛ و بر اين عمل ، وظيفه « 2 » كه او را كفايت مىكرد جهت او از بيت المال مقرّرى بود و وى در ديار مصر مقتداى زمان خود و تصانيف بسيار مىكرد ؛ چنانچه در زمان خود محسود ابناى جنس خود شده بود . القصّه ، در اين اثنا روزى با جمعى از اصحاب خود طعام مىخورد و گربه‌اى در آن مجلس حاضر گشت . شخصى لقمهء طعام پيش آن گربه انداخت . آن گربه ، آن لقمه را برداشته بيرون رفت . بعد از ساعتى بيرون آمده لقمه‌اى ديگر پيش او انداختند . او را نيز بيرون برده ، بازآمده لقمه‌اى ديگر پيش او انداختند و آن لقمه‌اى را نيز بيرون برد . نوبت رابع كه آمد حاضران مجلس از آن حال متحيّر ماندند و لقمه‌اى ديگر پيش او انداختند . چون گربه آن لقمه را برداشته متوجّه بيرون گشت ، يكى از آن جماعت جهت تحقيق عقب او رفت . ديد كه گربه‌اى ديگر در پشت بام نشسته چشم ندارد . آن گربه آن طعام را پيش او مىبرد و با او مىخورد . چون اين حال مشخّص گشت ، طاهر بن احمد آهى سرد بركشيد و گفت : سبحان اللّه ! هرگاه

--> - مدّاح آل مرداس معروف بوده كه در چهارصد و هفتاد و سه فوت كرده است ؛ - ابن خلكان ، وفيات الأعيان ، ترجمهء حال 645 . ( 1 ) . دو بيت عربى مزبور به نقل از الكامل آورده مىشود : ثمانية لم تفترق مذجمعتها * فلا افترقت ماذبّ عن ناظر شعر ضميرك و التّقوى ، و جودك و الغنى * و لفظك و المعنى ، و عزمك و النّصر ( 2 ) . وظيفه : حقوق ، مستمرى . - و .